بنام دل بنام شاهد و مي بنام تار و تنبور و دف و ني
بنام عاشقان لا و بالي بنام همنشينان خيالي
بنام دست هاي جام بردار بنام عاشقان رفته بر دار
بنام مجلس بزم شبانه بنام سرور اين آشيانه
خوشا جامي كه مولا در كفم داد بدستي ني به ديگر او دفم داد
خوشا رقصان در آيم من به كويش ببوسم دست و رخسار نكويش
خوشا آن دم كه از او مينويسم به رقص و ذكر يا هو مينويسم
صدايم داد تا از او بخوانم كه من هم درد غربت را بدانم
خوشا با نام مولا باده خوردن چو درويشان عاشق جان سپردن
خوشا رقصان در آیم من به کویش ببوسم دست و رخسار نکویش
به نام باده نوشان مي حلال است به مستي افتخاري بي زبان است
به دور اولم ساقي ولي بود ولي ديدم كه ذكرش يا علي بود


نمی دانم جرا نوید بهار از خود بهار دلنشین تر است.
(( دولامارتین ))
|
* بعضی از آدم ها جلد زرکوب دارند . بعضی ضخیم و بعضی جلد نازک . * بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم و بعضی از آدم ها را ( شاید بهتر باشد) نخوانده دور انداخت !!!
نظر شما چیست ؟ آن را با ما در میان بگذارید : |

ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رند است
نه در میخانه که این خمار خام است
برایم مسجد و میخانه راهیست
بجویید ای عزیزان کاین کدامست
به میخانه امامی مست خفته است
نمی دانم که آن بت را چه نام است
مرو کعبه خرابات است امروز
حریفم قاضی و ساقی امام است
برو عطار کو خود می شناسد
که سرور کیست سرگردان کدامست
ساقی بده پیمانه ای زان می که بی خویشم کند
بر حسن شورانگیز تو عاشق تر از پیشم کند
زان می که در شبهای غم بارد فروغ صبحدم
غافل کند از پیش کم فارغ ز تشویشم کند
نور سحرگاهی دهد فیضی که می حواهی دهد
با مسکنت شاهی دهد سلطان درویشم کند
سوزد مرا سازد مرا در آتش اندازد مرا
وز من رها سازدمرا بیگانه از خویشم کند
بستاند ای سرو سهی سودای هستی از رهی
یغما کند اندیشه را دور از بد اندیشم کند

